معرفی کتاب

این کتاب در قالب رمانی برای گروه سنی نوجوان است که شامل 8 جلد شده که هر جلد آن حدود 110 صفحه خواهد بود، هرکدام از این مجموعه‌ها با عنوانی جداگانه به شرح زندگی پیامبر(ص) می‌پردازد، نام جلد اول آن «پیش‌از تولد» و جلد دوم «کودکی پیامبر(ص)» است.

رمان پیامبر(ص) بخشی از پروژه مجموعه قصه‌های قرآنی است که با همکاری انتشارات آستان قدس رضوی «به ‌نشر» به‌ قلم نویسندگان این عرصه مانند «نقی سلیمانی» در طول یک دوره زمانی به چاپ رسیده است.

این کتاب شامل قصه‌های قرآنی متنوعی از داستان زندگی پیامبران و موضوعات دیگر است که یکی از این مجموعه‌ها، داستان زندگانی حضرت محمد(ص) است.
 
رمان پیامبر در قالب رمانی برای گروه سنی نوجوان است که شامل 8 جلد شده هرجلد از این مجموعه‌ها با عنوانی جداگانه به شرح زندگی پیامبر(ص) می‌پردازد، نام جلد اول آن «پیش‌از تولد» و جلد دوم «کودکی پیامبر(ص)» است.» جلدهای سوم و چهارم با عنوان‌های «نوجوانی» و «جوانی» است
کتاب «خلق عظيم پيامبر اعظم(ص)» با محوريت نشان دادن شخصيت پيامبر اكرم(ص) و اخلاق ايشان در زمينه‌های گوناگون در سه بخش به چاپ رسيده است. بخش نخست اثر با عنوان «رحمت پيامبر خاتم(ص) نسبت به بشر و حقوق انسان» است كه نگارنده در اين بخش به زندگی‌نامه پيامبر اكرم(ص)، سفارش‌های پيامبر درباره مهربانی با مردم، رأفت ايشان نسبت به كودكان و صلح و ظلم از نگاه حضرت محمد(ص) می‌پردازد.
دومين بخش كتاب با عنوان «رأفت پيامبر اعظم(ص) نسبت به حيوانات» به بررسی نظر پيامبر اكرم (ص) نسبت به حيوانات می‌پردازد. خوانندگان در اين بخش با موضوعاتی چون كليات حقوق حيوانات در قرآن كريم و سنت پيامبر (ص)، سفارشات پيامبر اكرم(ص) در رابطه با حقوق حيوانات و سيره پيامبر درباره مهربانی با حيوانات و نهی از آزار آن‌ها را می‌خوانند.
احمدی‌خواه سومين بخش از اثر خود را به مهربانی پيامبر اكرم(ص) از زبان ديگران اختصاص داده كه در اين مبحث به بيان رأفت ايشان از زبان قرآن كريم، امام علی(ع)، امام حسن (ع) و امام حسين(ع)،انس ابن مالك، شاعران پارسی‌گو و... پرداخته است كه نگارنده در اين سخنان پيامبر را به عنوان الگويی برای جويندگان سعادت معرفی می‌كند.
  «خلق عظيم پيامبر اعظم(ص)» به قلم علی احمدی‌خواه به همت انتشارات مسجد مقدس جمكران منتشر شده است.

یا ضامن آهو

آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا

تو که پرواز می کنی تو حرم امام رضا

 

من کبوتر بقیع ام با تو خیلی فرق دارم
سرم و بجای گنبد روی خاکها می ذارم

 

خونه قشنگ تو کجا و این خونه کجا
گنبد طلا کجا قبرهای ویرونه کجا

 

اون جا هر کی میپره طائر افلاکی میشه
این جا هر کی می پره بال و پرش خاکی میشه

 

اونجا خادما با زائر آقا مهربونن
اینجا زائرا رو از کنار قبرها می رونن

 

تو که هر شب می سوزه چلچراغا دور و برت
به امام رضا بگو غریب تویی یا مادرت

 

کی میگه که تو غریبی غریب عاشق نداره
روز و شب این همه مجنون رو خاکت سر می ذاره

 

غریب اونه تو بقیع شمع و چراغی نداره
نه ضریح و نه حرم حتی رواقی نداره....

معرفی کتاب

ماه غریب من

من فقط به دستور پیامبر که فرمان خداوند بود، عمل کردم. تو گزینه ی خوب خدایی نجمه! او باز هم سخن گفت:

 ـ وقتی به پسرم موسی گفتم: پسرم! تکتم جاریه ای است که من در زیرکی و اخلاق نیک، بهتر از او ندیده ام. می دانم که هر نسلی از او به وجود آید پاکیزه و پاکدامن خواهد بود. او برای توست. از تو به التماس می خواهم که حرمتش را به پا داری!


 نمی دانی که چقدر موسی شکر خدا به جای آورد و به من، به خاطر تو احترام کرد و عزتم داشت... شادباش نجمه؛ شاد و سعادتمند دخترم!
 
مطلب فوق قسمتی از داستان تکتم از کتاب ماه غریب من انتخاب شده بود. این کتاب که از چند داستان در مورد امام رضا علیه السلام تشکیل شده را مجید ملامحمدی به رشته ی تحریر درآورده و انتشارات آستان قدس رضوی منتشر کرده است.

 داستان های این کتاب به ترتیب زمانی مرتب شده اند و از زمان خریدن نجمه خاتون به عنوان یک کنیز به فرمان امام موسی کاظم علیه السلام تا زمان شهادت امام رضا علیه السلام را با زبانی ساده و روان به تصویر کشیده است. از نکات جالب این کتاب تصاویری است که از آن ها استفاده شده است. نقاش این اثر، محمدمهدی طباطبایی، در کنار هر داستان تصاویر ساده و در عین حال جذاب و تأمل برانگیزی گنجانده است

در فهرست ماه غریب من، نام داستان ها به چشم می خورد: تولد آفتاب، ماجرای شمع،تکه های طلا، در جستجوی دریا، بوی غربت، کفتار، نماز عید و...


میهمان طوس

میهمان طوس

نام من بشیر است. من، چهارده ساله ام و با پدر و مادرم در شهر مَرو زندگی می کنم؛ راستش را بخواهید شهر ما تا همین یکی دو سال پیش آنقدرها مهم و بزرگ نبود؛ ولی از روزی که مأمون ، خلیفه عباسی به مرو آمد و این شهر را پایتخت سرزمین اسلامی قرار داد ، روز به روز بر وسعت و اهمیت آن اضافه می شود.

پدرم، سلیمان، استاد دانشگاه مرو است. او سه روز است که به دانشگاه نمی رود....

آقای محمد علی دهقانی نویسنده کتاب میهمان طوس داستان زندگی بشیر را که در زمان خلافت عباسی و همچنین امامت حضرت رضا علیه السلام زندگی می کرده، به رشته تحریر درآورده است. نویسنده این کتاب سعی کرده تا خواننده را با آن دوره تاریخی و اجتماعی که حادثه ها و رویدادهای مهمی در آن اتفاق افتاده است پیوند دهند.

کتب معرفی شده را می توانید از کتابخانه علامه حلی امانت بگیرید.

برای ثبت نام جهت مسابقات کتابخوانی کلیک کنید

مسابقات کتابخوانی دی ماه

علاقه مندان  برای شرکت در مسابقات آنلاین دیماه،

از تاریخ 01/10/92 تا تاریخ 30/10/92 به آدرس www.booki.ir مراجعه نمایند.

کتب مسابقات را می توانید از شبکه کتابخوانان حرفه ای دانلود کرده یا از کتابخانه های عمومی امانت بگیرید.

به برگزیدگان جوایز ارزنده ای از طرف اداره کل امور فرهنگی نهاد کتابخانه های عمومی اهدا می شود

سبزی را بهایی به غایت سرخ

آن مرد عاشق بود. آن بازی عشق و آن حریف خدا. دور، دور آخر بود و بازی به دستخون رسیده بود. آن مرد زمین را سبز می خواست. دل را سبز می خواست و انسان را سبز، زیرا بهشت سبز است و روح سبز و ایمان سبز...

اما سبزی را بهایی است به غایت سرخ، و بازی به غایتش رسیده بود، به غایتی سرخ.

و از این رو بود که آن مرد، سرخ را برگزید، که عشق سرخ است و آتش سرخ و عصیان سرخ .و از میان تمامی سرخان، خون را برگزید. نه این خون رام آرام سر به زیر فروتن را ، آن خون عاصی عاشق را. آن خون که فواره است و فریاد.او خون خویش را برگزید که بازی سخت سرخ و سخت خونین بود.

ترکش کنید و تنهایش بگذارید که شما را یارای یاری او نیست.این بازی آخر است و نه جوشن به کار می آید و نه نیزه و نه شمشیر و نه سپر.دیگر نه طمع بهشت و نه ترس دوزخ و نه هول رستاخیز.بروید و بردارید و بگریزید.

دیگر پیراهنتان پاره نخواهد شد،تنتان ، پاره پاره خواهد شد.کیست؟

کیست که با تن پاره پاره بماند؟ دیگر غنیمتی نصیبتان نخواهد شد،قلب شرحه شرحه تان ،غنیمت دیگران خواهد شد.کیست؟ کیست که با قلب شرحه شرحه بماند؟

این عزیمت را دیگر بازگشتی نیست، زیرا که آن یار، گلو را بریده دوست دارد و سر را بر نیزه و خون را پاشیده بر آسمان.کیست؟ کیست که با گلوی بریده و خون پاشیده بر آسمان، بماند؟

وقتی بنده اید و او مالک، بازی این همه سخت نیست.

وقتی عابدید و او معبود، بازی این همه سخت نیست.

اما آن زمان که عاشقید و او معشوق، یا آن هنگامه که او عاشق است و شما معشوق، بازی این چنین سخت است و این چنین سرخ و این چنین خونین. و بازی عاشقی را نخواهید برد، جز به بهای خون خویش.

آن مرد حسین بود و آن بازی کربلا و آن یار، خدا

متن: عرفان نظرآهاری

بچه های مهدکودک و پیش دبستانی گلناز در کتابخانه علامه حلی

b3lwh08ckiuyv1f9j20g.jpg

gz2yc85dpoezwwlbplvu.jpg